حرفی برای گفتن

درخواست حذف این مطلب

می دونم خیلی ها بخاطر اخازی دیگران دروغ میگن. ولی از وقتی پست " درخواست کمک "نقل قول" از مهربانو رو خوندم، حس زن داستان که اسم مستعار رویا رو داره، حقیقتآ به کمک نیاز داره و در شرایط بسیار بدی با بچه هاش داره دست و پا میزنه. به آناهیتا اعتماد داشتم چون قبلآ هم با نگین برای بچه های کار خیلی کمک کرده بود و چند مورد دیگه. 

مهربانو هم که از نظر اعتماد و اعتبارش، همه صد در صد بهش اطمینان دارن و من علاوه بر اون، همیشه بهش می بالیدم. یه جور غرور هم داشته و دارم که از دوستان نزدیکش هستم. 

این زن تنها با روح و روانی پر از زخم ، ازدواج اجباری در سن سیزده سالگی و بیوه شدن در هجده سالگی و کوچ و غربت و دخترک بیماری که فهمیدند به سرطان مبتلا شده، جایی برای نفس کشیدن نداشت که شانسی به آناهیتا برخورد میکنه و آناهیتا هم به مهربانو رجوع کرد. که با اعتبار مهربانو و لطف بزرگ یکی از خوانندگانش، پنج میلیون تومان رهن یک سوییت براش فراهم شد. 

با کمک بی شائبه ی مینوی عزیز و خود آناهیتا و دوستاش، وسایل زندگی جمع و جوری که نیازهاشونو فراهم کنه هم جور شد. حتی شغل مناسبی هم برای رویا فراهم شد. اما تا یک ماه دیگه که خبری از حقوق نیست، درسته؟

 حالا با برداشتن رحم و مقداری از کبد دخترک ما، او به پنج جلسه شیمی درمانی نیاز داره که حداقل هر جلسه دویست هزار تومان هزینه ی داروشه. 

علاوه بر اون، هزینه ی غذا، آب و برق و هزینه های حاشیه ی زندگیشون تا یکماه باید تآمین بشه.

فکر با شلوغی زندگی مهربانو، منهم سهمی داشته باشم و چند سطری بنویسم تا اگر ی امکان و شرایطشو داره، برای یکماه و هزینه ی داروها کمک کنه. 

در صورت تمایل و توانایی شما در هر حد، من شماره حساب رو براتون میذارم.

روش فکر کنید و اگه می تونید، نه نگید لطفآ و اگه تونستین یه خبر بدین.

بذاریم لااقل مشغله ی کمبود مالی رو برای یک ماه نداشته باشن تا راه بیافتند.


شماره کارت 

6037697450468209    آناهیتا حسن پور